امام علي(ع) معيار كمال
دانشگاه آزاد واحد خمين
مقاله پژوهشي تحقيقي
گرد آورنده:
حميد منصوري
پاييز 1387
فهرست مطالب
عنوان................................. صفحه
1- اهداء.............................. 2
2- فضايل اهل بيت از لسان پيامبر(ص)..... 3
3- فضايل امام علي(ع).................. 4
4- مولود كعبه......................... 6
5- اسوه انسانيت....................... 8
6- خداشناسي علي(ع).................... 10
7- علي حجت خدا بعد از پيامبر........... 12
8- احاديث و آيات درباره علي(ع)........ 14
9- اعتراف.............................. 17
10- منابع............................. 18
اهداء
به صاحب ولايت مطلقه الهيه
اميرالمومنين عليه السلام
پروردگارا ترا شكر گزاريم كه نعمت اسلام و ولايت و محبت ائمه اطهار(ع) عنايتمان فرمودي. و در اين مقطع زماني كه بندگانت به سوي مكاتب مادي گرايي كشانده مي شوند، و روز بروز بر دلهره و اضطرابشان افزوده مي گردد، افتخار داريم كه تشيع اشك و خونرا از سرگرمي اين مكاتيب و صفحات سياه شده از اباطيل رنگارنگ و ظاهر فريب بنام كتاب بر كنار داشتي، و در دامن لطف و عنايت اهل بيت عصمت عليهم السلام با ورود بمكتب و احاديث آنان كرامت دادي.
از نعمت هاي بزرگ توست توفيق پژوهش در موضوع مقدسي چون«امام علي(ع) معيار كمال». اين هديه ناچيز را به پيشگاه خليفه بلافصل پيامبرمان، اميرالمومنين علي بن ابي طالب صلوات الله و سلامه عليه اهداء مي كنم، و اميدوارم مورد توجه ساحت مقدس فرزندش حضرت بقيه الله الاعظم(عج) قرار گرفته و عنايتي به راقم سطور و والدينش بفرمايد.
پائيز 87
حميد منصوري
مقدمه:
فضايل اهل بيت از لسان پيامبر(ص):
در كتاب اسرار ال محمد(ص) به نقل از سليم بن قيس آمده است:
آنگاه كه پيامبر خدا در بستر بيماري بود؛ فاطمه(ع) وارد شد، چون حال رسول الله را ديد بغض گلويش را گرفت بصورتيكه اشك بگونه اش جاري شد. پيامبر فرمود: دخترم، چرا گريه مي كني؟ عرض كرد: نسبت به خودم و بچه هايم بعد از تو ترس دارم. حضرت در حاليكه اشك از چشمانش جاري ميشد فرمود: فاطمه ام آيا نمي داني ما خانواده اي هستيم كه خداوند براي ما آخرت را بدنيا ترجيح داده... خداوند تبارك و تعالي توجهي بر زمين كرد و مرا از ميان اهل زمين انتخاب كرد و به پيامبري برگزيد. بار ديگر توجهي بر زمين كرد و شوهر ترا انتخاب كرد و به من دستور داد تا تو را به ازدواج وي درآورم، و او را برادر و عزيز و وصي و جانشين خود در ميان امت قرار دهم.
پدر تو بهترين پيامبران و شوهرت بهترين اوصيا و بهترين وزراء است، ... تو رئيس زن هاي اهل بهشتي و دو فرزندت(حسن و حسين) دو سيد و آقاي اهل بهشتند. و نه تن از فرزندان حسين اوصياء من اند كه پس از برادرم علي(ع) و حسن و حسين در يك مقام در بهشت هستند.
سپس فرمود: علي بن ابي طالب هشت دندان برنده و شكننده دارد، برتري هايي كه هيچكس ندارد:
1- به خدا و فرستاده اش قبل از همه كس ايمان آورده.
2- به همه كتاب خدا و سنت من علم دارد.
3- تو اي دخترم همسر او هستي.
4- دو نوه ام حسن و حسين فرزندان من اند.
5- امر به معروف او.
6- نهي از منكر او.
7- خداوند به او حكمت آموخت.
8- فصل الخطاب حق و باطل را نيز به وي آموخت.
فضائل امام علي(ع):
درباره، فضائل و منزلت بالاي امام علي(ع) در متون روايي مطالب زيادي آمده است كه بيانگر اين واقعيت است، امام علي(ع) خود بهترين يار و نزديك ترين صحابه پيامبر بود.
سليم بن قيس مي گويد: ابوذر و سلمان و مقداد براي من روايت كردند، سپس اين حديث را از علي(ع) هم شنيدم: روزي مردي به علي(ع) فخر كرد، پيامبر(ص) به علي فرمود برادرم تو فخر كن بتمام عرب چون تو از جهت پسر عمو و پدر و برادر و روحيه و نسبت و همسر و فرزند و عمو بر همه آنان برتري داري، و همچنين رنج و مشقت تو بجان و مالت بزرگترين، حلم و حوصله و علم تو بيشتر از آنهاست. تو به خواندن كتاب خدا آشناتر و به سنت هاي خدا داناتر از آنهايي، دل تو شجاعتر و دست تو بخشنده تر و بدنيا بي ميل تر در كوشش و اجتهاد سخت تر، اخلاقت نيكوتر، زبانت راستگوتر، محبت تو بخدا و من زيادتر از آنهاست.[1]
ابان مي گويد اين حديث را براي حسن بصري از قول ابوذر نقل كردم، او گفت: «سليم و ابوذر راست گفته اند. علي بن ابي طالب داراي سبقت در دين برتري در علم و حكمت و فقه و نظريه و صحت، صاحب فضيلت و وسعت در دانش و مزاج است. از جهت اقوام و دامادي، بزرگي، شجاعت، كارزار، بخشش، نفع رساني بمردم، علم بقضاوت، خويشاوندي و گرفتاري از همه بالاتر است.»
علي در همه امورش در مرتبه عالي است رحمت و صلوات خدا بر او باد. سپس حسن بصري گريست بطوري كه محاسنش تر شد.[2]
امام علي عليه السلام درباره فضايل خود در نهج البلاغه خطبه 192 مي فرمايد.«من در خردسالي، بزرگان عرب را به خاك افكندم و شجاعان دو قبیله معروف«ربيعه» و «مضر» را در هم شكستم! شما موقعيت مرا نسبت به رسول خدا(ص) در خويشاوندي نزديك در مقام و منزلت ويژه مي دانيد، پيامبر مرا در اتاق خويش مي نشاند، در حالي كه كودك بودم مرا در آغوش خود مي گرفت، و در بستر مخصوص خود مي خوابانيد، بدنش را به بدن من مي چسباند، و بوي پاكيزه خود را به من مي بوياند، و گاهي غذايي را لقمه لقمه در دهانم مي گذارد، هرگز دروغي در گفتار من، و اشتباهي در كردارم نيافت. از همان لحظه اي كه پيامبر(ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته(جبرئيل) خود را مامور تربيت پيامبر(ص) كرد تا شب و روز، او را به راه هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند، و من همواره با پيامبر بودم چونان فرزند كه همواره با مادر است. پيامبر هر روز نشانه تازه اي از اخلاق نيكو را برايم آشكار فرمود، و به من فرمان داد كه به او اقتدا نمايم.
پيامبر چند ماه از سال را در غار حراء مي گذراند، تنها من او را مشاهده مي كردم، و كسي جز من او را نمي ديد، در آن روزها، در هيچ خانه اسلام راه نيافت جز خانه رسول خدا(ص) كه خديجه هم در آن بود و من سومين آنان بودم. من نور رسالت و وحي را مي ديدم، و بوي نبوت را مي بوييدم من هنگامي كه وحي بر پيامبر(ص) فرود مي آمد، ناله شيطان را شنيدم، گفتم اي رسول خدا، اين ناله كيست؟ گفت: شيطان است كه از پرستش خويش مايوس گرديد و فرمود«علي! تو آنچه من مي شنوم، مي شنوي، و آنچه را من مي بينم، مي بيني، جز اينكه تو پيامبر نيستي، بلكه وزير من بوده و به راه خير مي روي[3]»
مولود كعبه
ولادت حضرت علي(ع) همانند اوصاف و شمائلش بي نظير بوده، و در تاريخ بشريت كسي همانند او ديده نشده است!«فاطمه بنت اسد» مادر گرامي آن سرور در حالي كه همانند ساير مردم، خانه«كعبه» را طواف مي نمود، درد زايمان، وي را فرا گرفت، و در ميان زائران خانه خدا در حالي كه به شدت متاثر بود، مناجاتي با صاحب كعبه كرد و گفت: پروردگارا! من به تو و به تمام پيامبران و سفيران آسماني، و كتابهاي آنان ايمان دارم، تو مي داني كه من به«خليل الله» حضرت«ابراهيم» ايمان داشته، و آئينش را با جان و دل مي پذيرم، تو را به بنيانگذار بيت، و عظمت كعبه، و به احترام اين مولود عزيزي كه در شكم دارم، و او پيوسته با من اُنس گرفته و تكلم مي نمايد، مولودي كه يكي از حجت ها و آيات تو مي باشد، اين ولادت را برايم آسان گردان.
دعاي فاطمه مستجاب شد ناگاه تماشاگران و از جمله آنان«عباس بن عبدالمطلب» و«يزيد بن قعنب» و ديگران مشاهده كردند كه خانه خدا از سوي جنوب شرقي(باب مستجار) باز شد و فاطمه وارد كعبه گشت ، ديوار باز شده آن بهم پيوست، و تا سه روز در شريفترين مكان گيتي مهمان خدا شد، و نوزاد خود را به كمك ماموران الهي و حوريان بهشتي به دنيا آورد. مردم تماشاگر، اين قضيه شگفت انگيز را دهان به دهان به گوش مردم مكه رساندند، و جمعيت انبوهي دور كعبه گرد آمده و منتظر نتيجه آن بودند، و حتي متصديان و كليدداران كعبه هر چه تلاش كردند، نتوانستند در كعبه را باز كنند و لذا جمعيت فراواني از رفتن به خانه و كار و كسب خود باز مانده، و با شوق و ولع شديد مي خواستند با ميهمان كعبه ديدار كنند.
سه روز از اين جريان تاريخي گذشت ولي هنوز خبري از آن به دست نيامد، روز چهارم ناگاه ديوار كعبه از همان مكاني كه قبلا باز شده بود دوباره باز شد، و در حالي كه چشمان مردم خيره شده بود«فاطمه بنت اسد» مادر گرامي اميرالمؤمنين با حالتي شادان و خوشحال كه از كعبه خارج گشت مردم تماشاگر ديدند: فاطمه مولودي را به بغل گرفته، كه نور در چهره اش متجلي است، آنگاه خطاب به حاضران فرمودند:
«اي مردم! خداوند از ميان زنان مخلوقاتش مرا برگزيد و مرا بر زنان ممتاز گذشته برتري داد، اگر«آسيه» بطور مخفي خدا را پرستش كرد... و اگر«مريم» در هنگام زايمانش از درخت خشكيده رطب چيد، خداوند مرا بر آنان و تمام زنان عالميان در گذشته مقدم داشت، زيرا من فرزندم را در بيت خدا به دنيا آوردم!! و سه روز در آنجا مهمان خدا بودم! و از ميوه هاي بهشتي و طعام مخصوص الهي پذيرايي مي گشتم!! و هنگام خروجم از كعبه خطاب رسيد: اي فاطمه! نام مولود كعبه را «علي» بگذار و من «علي اعلي» هستم، من فرزندت را از قدرتم آفريدم، او در بالاي اين«كعبه» اذان مي گويد، و بت ها را از آنجا پاك مي كند، او پيشواي اين امت بعد از حبيب من«من محمد صلي الله عليه و آله» است. خوشا به حال كسي كه او را دوست داشته و ياري اش نمايد، واي بر كسي كه وي را نافرماني نموده و حقش را تباه سازد.[4]
علي(ع) اسوه انسانيت
بر كسي پوشيده نيست كه هر انساني در زندگاني خود به دنبال«اسوه و الگو» مي باشد و سعي مي كند حركات و گفتار خويش را همانند آن الگوها انجام دهد، هر چندگاه آن الگو خوب و گاه بد مي باشد و دين اسلام نيز اين قانون كلي انسان را مورد تاييد قرار داده، و در هر زماني الگو و يا الگوهايي تعيين كرده، و مردم را به پيروي از آنان سفارش نموده و تخلف از اين كار را موجب كيفر و عقاب دانسته است.
تمام انبياي الهي از آغاز خلقت بشر بر كره خاكي، هر يك الگو و اسوه پاك و بدون نقص براي اُمت خود بودند، و رسول خدا كه خاتم انبياي الهي است طبق آيات زيادي از قرآن مجيد به عنوان اُسوه و الگو معرفي شده«لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه»[5] و اطاعت او اطاعت پروردگار عالم معرفي شده است«اطيعوا الله و اطيعوا الرسول»[6].
پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) اين مسئوليت عظيم به جانشين و وصي بر حقش«اميرالمومنين علي(ع)» انتقال يافته، و طبق دلايل زياد و مدارك كافي كه در اين زمينه موجود است، از هر جهت در جايگاه ارشادي و رهبري رسول خدا(ص) قرار گرفته و وظايف وي را انجام مي دادند، پيروان آئين مقدس اسلام نيز موظفند، اين الگوي تمام نماي رسالت پيامبر عزيز را با جان و دل پذيرفته و در تمام برنامه هاي شخصي و اجتماعي خويش از آن سرور پيروي كنند. در اين زمينه يكي از دانشمندان اهل سنت مي گويد:«فاما علي عليه السلام فانه عندنا بمنزله الرسول صلي الله عليه و اله في تصويب قوله و الاجتحاج بفعله و وجوب طاعته ...»[7] حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام نزد ما همانند وجود مبارك رسول خدا صلي الله عليه و اله است از نظر«عصمت» در گفتار و تمسك به رفتار، و اطاعت و پيروي واجب از دستوراتش، در اين فراز جايگاه امام علي(ع) همانند جايگاه پيامبر است، مانند او معصوم است، و مردم در گفتار و رفتار موظفند او را الگوي خويش قرار داده و از امرش بدون چون و چرا پيروي نمايند به همان نسبتي كه از رسول خدا پيروي مي كردند.
رسول خدا در حديثي مي فرمايد: پروردگار عالم فرمودند: همانا علي عليه السلام پرچم و نشانه هدايت است او پيشواي بندگان و دوستان من است! «علي» نور روشنگر پيروان الهي، و همان كلمه اي است كه بر انسان هاي متّقي واجب كرده ام. هر كس علي را دوست دارد، مرا دوست داشته و دشمنان وي دشمنان من هستند!! اي پيامبر! اين فضيلت را به علي خبر ده، و رسول اكرم نيز خبر داد.[8]
خداشناسي علي(ع)
نحوه نگرشو شناخت آدمي در رابطه با خداوند، تاثير شگفتي بر زندگي آدمي دارد. خداشناسي صرفا امري قلبي و ذهني نيست كه هيچ تاثيري در زندگي انسان نداشته باشد، بلكه انسان آنگونه زندگي مي كند كه خدا را مي شناسد. خداوند همه چيز يك مؤمن است، اينكه مؤمن چگونه فهمي از خدا دارد، در زندگي و رفتار و كردار او تاثير مي گذارد.
كساني كه تلقي ناآگاهانه اي از خدا دارند، رحمت خدا را محدود مي كنند و خدا را همواره بر جايگاه غضب نشانده به انتظار لغزش بندگانش مي ماند و آنان را به عذاب ابدي مي كشاند. چنانكه خوارج نهروان خدا را اينگونه فرض مي كردند. از نظر خوارج همه انسانها مخلد در آتش جهنم هستند جز عدد بسيار معدود. چنين اشخاصي همه مردم جهان را با ديد كفر و الحاد مي نگرند و دايره اسلام و مسلماني را بسيار محدود تصوير مي كنند.[9]
اما كساني كه از خدا تلقّي عالمانه و عاشقانه دارند، رحمت واسعه ي الهي را مي بينند، و خداوند را همواره در جايگاه رحمت مي دانند، كه چون بنده اي دچار لغزش و خطا گشت و از ساحت قرب الهي دور گردد، خداي مهربان از سر لطف و رحمت به سوي بنده عاصي باز گردد تا بنده توفيق استغفار و توبه پيدا كند و چون بنده اي توبه كند، توبه او را بپذيرد و او را قبول نمايد. «ثمّ تاب عليهم ليتوبوا ان الله هو التواب الرحيم» « پس[خدا] به آنان[توفيق] توبه داد، تا توبه كنند بي ترديد خدا همان توبه پذير مهربان است»[10]
اينگونه خداشناسي منطق علي(ع) است، وقتي براي فرزند خويش حضرت مجتبي(ع) و همه فرزندان معنوي خويش از دعا و توبه سخن مي گويد چنين مي فرمايد:« بدان خداوندي كه گنجينه هاي آسمان و زمين در دست اوست، تو را در دعا رخصت داد، و خود اجابت آن را بر عهده گرفته و تو را فرموده كه از او بخواهي تا عطايت كند از او آمرزش طلبي تا بيامرزدت ميان تو و خود كسي را نگمارده تا تو را از وي باز دارد؛ تو را به كسي وانگذاشته كه در نزد او شفاعت كند»
اگر گناه كردي، از توبه منعت ننموده و در كيفرت شتاب نفرموده چون به او باز گردي، سرزنشت نكند؛ آن جا كه رسوا شدنت سزاست، پرده ات را ندرد، در پذيرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و حساب گناهت را نكشيده و از بخشايش نوميدت نگردانيده بلكه بازگشت را از گناه نيك شمرده و هر گناهت را يكي گرفته و هر كار نيكويت را ده حساب آورده و در توبه را برايت باز گذارد.[11]
اگر انسان خدا را به درستي بشناسد و باور كند و حضور او را در همه جا بپذيرد و گستره نعمت او را ببيند و در مقابل عظمت قدرت الهي سر فرود آورد و دل به او بسپارد به محكم ترين تكيه گاه پناه مي برد و به آرامش حقيقي مي رسد و هرگز گردنكشي و گردنفرازي نمي كند و در راه درست گام بر مي دارد. در نگاه توحيدي امام علي(ع) عالم جلوه خداست و همه موجودات و مخلوقات جلوه گر عظمت و قدرت خداوندند، «الحمدلله المتجلّي لخلقه بخلقه»[12]،«سپاس خداي را كه به آفرينش مخلوقاتش برآفريدگان خود نمودار است»، زمام هر جنبده اي به دست اوست و بازگشت هر آفريده اي بسوي اوست»[13].
علي حجت خدا بعد از پيامبر
در مجموعه روايي اصول كافي شواهد عقلي و نقلي فراواني بر اثبات مباني نظري و عملي ديني و مذهبي شيعه وجود دارد، كه مورد توجه اهل تحقيق قرار گرفته است. در اين ميان مباحثة منصور بن حازم با امام صادق(ع) چونان چراغي راه فرزندان آدم را مي نماياند و آنان را به تنهاه گريزگاه مي كشاند.
ابن حازم مي گويد: « به امام صادق(ع) عرض كردم: كسي كه بداند براي او پروردگاري هست سزاوار است كه بداند، براي آن پروردگار خرسندي است و خشم، و خرسندي خشم او جز به وسيله وحي با فرستاده او معلوم نشود.» و كسي كه بر او وحي نازل نشود بايد در جستجوي پيغمبران باشد و چون ايشان را بيابد بايد بداند ايشان«حجّت» خدايند و اطاعتشان لازم است. من به مردم گفتم آيا شما مي دانيد كه پيامبر اسلام حضرت محمد(ص)«حجّت» خدا بود در ميان خلقش؟، گفتند آري!
گفتم: چون پيغمبر در گذشت، حجت خدا بر خلقش كيست؟ گفتند: قرآن، چون نيك نظر كردم ديدم همة فرق مسلمين و حتي زنديق كه به قرآن ايمان ندارد در مجادلات و مباحثات خود بدان استدلال مي كنند، و آيات قرآن را با راي و سليقه خود تفسير مي كنند، پس دانستم، كه قرآن بدون قيّم حجت نباشد و آن قيّم هر چه نسبت به قرآن گويد حق است.
سپس به ايشان گفتم: قيّم قرآن كيست؟ گفتند: ابن مسعود قرآن مي دانست عمر هم ميدانست، جذيفه هم مي دانست گفتم: تمام قرآن را گفتند نه، من كسي را نديدم كه بگويد جز علي(ع) تمام قرآن را ميدانست و چون مطلبي ميان مردم باشد جز علي كسي پاسخگو نيست. پس گواهي مي دهم كه علي(ع) قيم قرآن باشد و اطاعتش لازم و اوست حجت خدا بعد از پيامبر و اوست كه هر چه نسبت به قرآن بگويد حق است، حضرت فرمودند خدايت رحمت كند.[14]
نكته دقيق و ظريف اين روايت«رها نبودن كلام خدا» است و راه طريق خروج از اختلافات به واسطه حجت خدا كه واقف بر همه امور ريز و درشت و آشكار و نهان است. شكي نيست كه آدمي هيچگاه بي«حجّت» و«دليل» بر زمين گام نمي زند و تفاوت تنها در انتخاب«حجت» است او گاه خود را«حجت» عمل و نظر خويش و يا به واقع امام خويش مي داند و گاه«ديگري» را.
احاديث و آيات درباره علي(ع)[15]
1- حديث غدير«... هر كه من ولي و سرپرست اويم پس اين علي نيز سرپرست و ولي اوست»
سند حديث: اين حديث را 350 نفر از مفسران و تاريخ نويسان از اهل سنت با مدارك زياد كه نام اين اشخاص در كتاب الغدير آمده است، نقل كرده اند. مراد از واژه«مولي» در اين حديث براساس شواهد مستند موجود در كتب اهل سنت و شيعه به معناي«اولي به تصرف» است.
2- حديث ثقلين:
« من در ميان شما دو امانت نفيس و گرانبها مي گذارم يكي كتاب خدا قرآن و ديگري عترت و اهل بيت خودم. مادام كه شما به اين دو دست بيازيد هرگز گمراه نخواهيد شد و اين دو يادگار من هيچ گاه از هم جدا نمي شوند.»
سند حديث: اين حديث را 200 نفر از علماي اهل سنت نقل كرده اند كه ميرحامد حسين نام اين اشخاص را آورده است. همچنين صحت اين حديث توسط رساله اي كه «دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» در مصر در چند سال پيش در مورد اين حديث چاپ كرد به اثبات رسيده است.
كساني كه تا روز قيامت پيوند ناگسستني با قرآن دارند بايد مانند خود قرآن از خطا و اشتباه معصوم باشند و لازمه اين دو مقام(مصونيت از گناه و اشتباه) آنست كه قول و فعل اهل بيت عليهم السلام در اسلام حجت باشد. چنانكه اعتقاد شيعه همين است.
3- حديث سفينه نوح:
« مثل- اهل بيت من در ميان امتم همانند كشتي نوح است. هر كس وارد آن شد نجات يافت و هر كس به آن پناه نبرد غرق گرديد.»
سند حديث: اين حديث متواتر را 90 نفر از علماي اهل سنت نقل كرده كه نام آنها را مرحوم ميرحامد حسين در كتاب«عبقات الانوار» آورده است.
4- حديثي ديگر:
«... سوگند به آن كه جانم به دست اوست اين شخص- علي- و كساني كه پيرو و شيعه اويند، در قيامت رستگارند.»
سند حديث: اين حديث را سيوطي(دانشمند سني مذهب) در كتاب«درالمنثور» آورده است.
آياتي در بيان فضايل و مقامات علي(ع):
· سوره انسان يا هل أتي
· سوره عاديات
· سوره مائده آيه 55 آيه ولايت
· سوره مائده آيه 67
· سوره شوري آيه 23
· سوره احزاب آيه 33 (آيه تطهير)
· سوره نساء آيه 59
در پايان بايد اعتراف نمود كه مقام اهل بيت رسول اكرم(ص) چنان رفيع است كه عنقاي خيال ما را ياراي پرواز به اوج قله قاف عظمت آنها نيست، ولي بقدر فهم قاصر خود، كف دستي از آب درياي پهناور ذات و صفات آنان را بر داشتن را ممكن دانسته اند. در مقدمه كتاب اسرار آل محمد(ص) وجود اهل بيت را به درياچه هايي تشبيه نموده اند كه به وسيله كانالهاي بزرگي به اقيانوس عظيمي مرتبط باشند. و هر چه از آن درياچه ها كم شود بجاي آن از آب بي پايان اقيانوس سرازير مي شود، و در نتيجه بهمان اندازه كه اقيانوس بي كران و بي نهايت است آب آن درياچه ها بي نهايت خواهد بود، ولي نه از خود بلكه بواسطه ارتباط با اقيانوس بزرگ.
پايان
فهرست منابع
1- اسرار آل محمد(ص)، سليم بن قيس، ترجمه اولين كتاب شيعه در زمان اميرالمومنين، چاپ دوازدهم.
2- اصول كافي، محمد بن يعقوب كليني
3- اينترنت، سايت هاي، (imamalinet.net) و علي- ويكي پديا.
4- انسان كامل، مرتضي مطهري، انتشارات اسلامي، ديماه 1362.
5- تفسير موضوعي نهج البلاغه، مصطفي دلشاد تهراني، دفتر نشر معارف چاپ دوم 1384.
6- سيري در نهج البلاغه، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا قم- خيابان ارم.
7- سيره عبادي امام علي عليه السلام عباس عزيزي، انتشارات صلاه چاپ سوم زمستان 80.
8- سيره ائمه اطهار عليهم السلام، مرتضي مطهري، تهران: صدرا 1378.
9- جاذبه و دافعه علي(ع) مرتضي مطهري.
10- شيعه، مذاكرات و مكاتبات هانري كربن با علامه طباطبائي، انتشارات ثريا چاپ چهار 1382.
11- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، انتشارات نسيم حيات چاپ دوم زمستان 79.
12- آيات قرآن كريم
1 لازم به توضيح است كه جريان ولادت اميرالمومنين در خانه كعبه را، مرحوم علامه اميني از دهها كتاب معتبر سنت نقل نموده كه به بخشي از آنها كه در سايت- imamalinet.net- آمده است اشاره مي گردد. الف- مروج الذهب مسعود ج 2 ص 2. ب- تذكره الخواص الامه ابن جوزي ص 7 ج- الفصول المهمه ص 14. د- سيره حلبي ج 1 ص 150. هـ- شرح الشفاج، ج 1 ص 151.
[8] سايت imamalinet.net به نقل از فرائزالمسلمين ج 1 ص 151، شرح ابن ابي الحديد ج 9 ص 167.
[14] اصول كافي، جلد اول ص 237-238
[15] اخذ و اقتباس از سايت imamalinet.net
حمید منصوری متولد 1341 در شهرستان الیگودرز تحصیلات ابتدائی و راهنمائی و دبیرستان را در مناطق تابعه ی همان شهرستان گذرانده در سال 1374 موفق به اخذ دانش نامه لیسانس در رشته ی فلسفه از دانشگاه اصفهان گردید در سال 1379 به درجه کارشناسی ارشد در همان رشته ودر همان دانشگاه نائل آمد.